Showing posts with label مراجع تشيع. Show all posts
Showing posts with label مراجع تشيع. Show all posts

Sunday, February 6, 2011

حضرت آیت الله شیخ محمد تقی بهجت فومنی


تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى ‏گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.

افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينة‏البحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و دركربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مى‏شنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افكند .

در قم از محضر آيات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمين كوه كمره‏اى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.

محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.

تاليفات معظم له ، عبارتند از :

يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...

حضرت آیت­ الله سید حسین احمدی طباطبائی بروجردی


ولادت

در آخرین روزهای ماه صفر سال 1292هـ . ق، در خانه­ای از خاندان طباطبایی، در شهر تاریخی بروجرد، کودکی چشم به جهان گشود که او را حسین نامیدند. او از همان ایام کودکی، مورد مهر و علاقه سرشار پدرش، سید علی قرار گرفت و در سایه توجهات او تعلیم، تربیت و رشد یافت.

والدین

پدر بزرگوار ایشان ، مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید علی طباطبایی، عالمی جلیل القدر، موصوف به علم و تقوا، مرجع حوائج مردم، ساعی در اعلای کلمه دین و عارف به نسب بیت شریف خویش بود.

مادرش سیده آغابیگم ، دخت ارجمند مرحوم سید محمدعلی طباطبائی( رحمه الله) است که بانویی متدینه ، زاهده، عابده، متحفظ بر انجام مستحبات و ترک مکروهات و عالمه و پاکدامن بود.

نسب

نسب ایشان، با سی و دو واسطه به حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) می­رسد. گذشته از شخصیت علمی و دینی و موقعیت بسیار ممتاز ایشان، از جانب پدران، نیاکان مادری، وارث مرجعیت و ریاست دینی می ­باشد.

شجره نامه آیت ­الله العظمی بروجردی(ره)

« هو السید حسین بن السید على بن السید احمد بن السید على نقی بن السید محمد جواد بن السید مرتضى بن السید محمد الطباطبائى بن السید عبدالكریم بن السید مراد بن الشاه اسدالله بن جلال الدین­ امیر بن الحسن بن مجدالدین بن قوام ­الدین بن اسمعیل بن عباد بن ابى المكارم بن عباد بن ابى المجد بن عباد بن على بن حمزه بن طاهر بن على بن محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن ابراهیم طباطبا بن اسمعیل الدیباج بن ابراهیم الغمر بن حسن المثنی بن حسن بن على بن ابى طالب علیهم الاف التحیه والثناء .

تحصیلات

ایشان در هفت سالگی وارد مکتب خانه شد و کتاب «جامع المقدمات» را به خوبی آموخت و در میان شاگردان از امتیاز مخصوصی بر خورد دار شدند ، به طوری که ذکاوت و تیزهوشی و متانت وی زبانزد خاص و عام گردید.

پدرش چون پیشرفتش را دید، او را به حوزه علمیه نوربخش بروجرد برد و از معلم خواست تا بقیه علوم مقدماتی را به پسرش بیاموزد. بدین گونه صرف و نحو، معانی بیان، بدیع و منطق، فقه و اصول را در بروجرد آموخت.

هجرت به اصفهان

از آن جا که حوزه‏ علمیه‏ بروجرد، نیاز علمی او را پاسخ‏گو نبود،به توصیه بزرگان و صلاحدید پدر، در سال هزار و سیصد و ده قمری به اصفهان مهاجرت كرد.

اساتید ایشان در اصفهان

ایشان، پس از ورود به اصفهان، در درس مرحوم حاج سیدمحمدباقر درچه‏ای شركت كرد.

آن استاد گران‏مایه، به حضرت آیت‏الله‏العظمی بروجردی، بسیار اظهار مهر و علاقه می‏کرد؛ حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) تا آخرین لحظات حیات، این استاد ارزش‏مند را فراموش نکرد.

ایشان هم چنین در درس‏ جناب میرزا ابوالمعالی کلباسی و جناب سیدمحمدتقی مدرس5 شركت می كردند. علاوه بر فقه و اصول و رجال، در درس فلسفه‏ دو فحل این فن، یعنی آخوند کاشی و جهانگیرخان قشقایی، حاضر شد.

بازگشت به بروجرد

ایشان بعد از چهار سال تحصیل در اصفهان، در ربیع الاول سال 1319هـ . ق، نامه­ای از طرف پدر در یافت نمود كه از او خواسته بود كه به بروجرد بر گردد.ایشان گمان می كرد پدرش می خواهد او را برای ادامه تحصیل به نجف اشرف بفرستد، ولی بر خلاف تصورشان ، پس از دیدار پدر و بستگان، مشاهده می کند که مقدمات ازدواج او را فراهم کرده اند.

ازدواج

آیت الله بروجردی در مدت زندگی پر بارشان سه بار ازدواج کردند.

ازهمسر نخست‏شان، دو پسر و سه دختر داشتندكه همه‏ در کودکی وفات کردند، به جز یکی از دختران، به نام آغا نازنین كه پس از دو سال ازدواج با عموزاده خود به نام مرحوم آقا بهاء الدین طباطبائی ، هنگام زایمان، وفات یافت.

این بانوی مجلله پس از گذشت مدتی، به دلیل بچه دار نشدنش به آیت الله بروجردی پیشنهاد كردند كه شما باید صاحب اولاد باشید، لذا اجازه دهید که برای شما همسر دوم اختیار نمایم. با اجازه آیت الله این كار انجام شد. ایشان با دختر حاج محمد جعفر روغنی اصفهانی( از تجار متدین بروجرد) ازدواج کرد كه نتیجه این ازدواج دو دختر و دو پسر می باشد.

همسر اول ایشان در سال 1326 شمسی در قم بدرود حیات گفت و در ایوان آئینه حضرت معصومه (س) به خاك سپرده شد.

بانوی دوم ایشان هم در بروجرد در سال 1364 شمسی وفات یافت و در همان جا مدفون گردید.

همسر سوم آیت الله بروجردی نیز دختر مرحوم سید عبدالواحد طباطبایی عموزاده ایشان است كه پس از وفات در صحن حضرت معصومه (س) درمقبره­ پروین اعتصامی به خاک سپرده شد.

فرزندان

همان گونه که قبلاً متذکر شدیم ؛ از همسر دوم آیت الله بروجردی دو پسر و دو دختر باقی ماند.

حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسن طباطبائی بروجردی در سال 1346هـ . ق (1304 ش .) در بروجرد متولد شد. «او از همان روزهای اول زندگی تحت توجه مستقیم والد ماجد خود پرورش یافته، و ادبیات عرب و سطح را در محضر پدر آموخت ، سپس در حوزه درس خارج ایشان حاضر شد. نوشتن اکثر امور استفتائی آیت ­الله العظمی بروجردی نیز بعهده ایشان بود. وی در سال 1327 ش . با یکی از بنی اعمام خود ازدواج نموده و صاحب چهار فرزند گردید.

آیت الله زاده گرامی، جوانی مؤدب، متین ، محجوب و مورد علاقه پدر و علما و فضلای حوزه بودند. آقای سید محمد حسن در صورت و سیرت و طرز برخورد و رفتار و مخصوصاً وقار و گفتار شباهت فوق العاده ای به پدر بزرگوارشان داشت.»7 سید محمد حسن احمدی طباطبایی صاحب سه فرزند پسر به نام سید محمدصادق و سید محمدباقر و سید محمدرضا و دو فرزند دختر می باشند.

او در سال 1356 ش . در شهر مقدس قم دار فانی را وداع گفت و در ایوان آیینه حرم مطهر فاطمه معصومه (س) به خاک سپرده شد.

حجت­‏الاسلام والمسلمین سید احمد طباطبائی بروجردی (ره) در سال 1316 ش . در بروجرد متولد شد . ایشان نیز جوانی مؤدب ، متین ، محجوب و مورد علاقه پدر و اقوام و علمای بزرگ بود، متأسفانه در سن جوانی در سال 1352ش . درگذشت و در مقبره میرزای قمی در گلزار شیخان قم به خاک سپرده شد.

سیداحمد احمدی طباطبایی، صاحب چهار فرزند پسر به نام سید مجید و سید مهدی و سیدحسین و سید رضا و یك فرزند دختر می باشند.

حجت­ الاسلام و المسلمین سید محمدرضا (مجید) احمدی (دام عزه) از فضلای محترم حوزه علمیه قم می‏باشد.

حاجیه خانم ، آغا فاطمه احمدی طباطبایی ، دختر بزرگ ایشان و همسر مرحوم آیت‏الله سید جعفر احمدی (ره) ، صاحب دو فرزند پسر به نام سید محمد جواد و سید محمدرضا (معروف به دكتر محمد باقر ) و دو فرزند دختر می باشند. او در سال 1372 شمسی و در 80 سالگی در قم دار فانی را وداع گفته و در مقبره آیت الله شهید حاج شیخ فضل الله نوری به خاک سپرده شد.

حاجیه خانم ، آغا سکینه احمدی ، دختر دوم ایشان است . سال 1312 به دنیا آمد.

او در سال 1328 شمسی به عقد آقای سید محمد حسین علوی طباطبایی بروجردی درآمد و در سال 1330در شب میلاد حضرت جواد الائمه صاحب اولین فرزند خود شد و او را سید محمد جواد نامیدند. ایشان، بعد از اخذ دیپلم در رشته طبیعی ( زمین شناسی) ، در هجده سالگی (سال 1348) وارد حوزه علمیه قم شد و در سال 1350 با دختر دایی خودش، (دختر مرحوم آقا سید محمد حسن ، پسر بزرگ آقای بروجردی)، ازدواج نمود. . ثمره این ازدواج دو پسر و یک دختر بود که پسر اولشان سید محمود، بر اثر تصادف دار فانی را وداع گفت. حضرت آیت الله حاج سید محمد جواد علوی بروجردی پس از طی مدارج عالیه امروز یکی از امیدهای حوزه علمیه قم به شمار میروند.

ایشان غیر از سید محمد جواد، صاحب دو پسر به نام سید محمد رضا و سید محمد تقی و چهار دختر دیگر هم شد.

این بانوی پارسا بعد از فوت پدر، همراه همسرش راهی تهران شد و هم اکنون در قید حیات می باشد.

هجرت به نجف

زمانی كه آیت الله بروجردی در اصفهان مشغول به تحصیل بودن، بار دیگر نامه ای ازطرف پدر به دستش رسید که از وی خواسته بود به نجف عزیمت کند، لذا در بیست و هفت سالگی به همراه برادر كوچكش سید اسماعیل، روانه نجف شدند.

زندگی و درس

آیت الله بروجردی پس از ورود به نجف اشرف، به حوزه درس مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی وارد شده و نه سال از محضر پر فیض آن فقیه بزرگ و علمای دیگری چون: آیت الله العظمی آقا سید کاظم یزدی ، و آیت الله شریعت اصفهانی (شیخ الشریعة) در فقه و اصول و رجال كسب فیض كردند

ایشان در ایام تحصیل در نجف اشرف ، بعد از اتمام درس مرحوم آخوند ، بحث همان روز را برای جمع كثیری تقریر می‌فرمودند.

اجازات آیت ­الله بروجردی

از جمله راه­های شناخت مقام والای علمی آیت ­الله العظمی بروجردی ، اجازات مشایخ بزرگوار ایشان است که عبارتند از :

توصیف آخوند خراسانی (م 1329 ق .) درباره این شاگرد برازنده­‌اش ، بالاترین گواهی یك استاد درباره شاگرد خود به شمار می‌آید.

مرحوم آیت ­الله العظمی ملا فتح ­الله نمازی شیرازی ملقب به شیخ الشریعه اصفهانی ، در اجازه ­نامه خود خطاب به ایشان، مراتب فضل و استعداد آیت ­الله العظمی بروجردی را ستوده است

ایشان اگر چه از اساتید آیت‌الله بروجردی(ره)نبوده است ، اما با آگاهی از مراتب دانش و فضیلت ایشان ، در سالِ (1320ق .) که آیت ­الله العظمی بروجردی از اصفهان قصد مهاجرت به دارالعلم علوی نجف اشرف را داشت، ایشان را مفتخر به صدور اجازه­ای از سوی خود می­کند.

اجازات روائی آیت ­الله العظمی بروجردی

مرحوم آیت ­الله بروجردی علاوه بر اجازات اجتهاد، دارای شش فقره اجازه روایتی از علمای طراز اول نیز بوده است.

1- آیت ­الله العظمی آخوند ملا محمدكاظم خراسانی.

2- آیت ­الله شیخ فتح ­الله نمازی شیرازی، (معروف به شریعت اصفهانی).

3- آیت ­الله شیخ محمدتقی اصفهانی. (معروف به آقا نجفی).

4- آیت ­الله سید ابوالقاسم دهكردی اصفهانی.

5- مرحوم علامه شیخ آقابزرگ تهرانی.

6- مرحوم علم ­الهدی ملایری.

بازگشت از نجف به بروجرد و مرگ پدر و استاد

ایشان در اواخر سال 1328 ق، به اصرار و تأکید پدر از نجف اشرف به وطن خویش مراجعت و در میان استقبال پر شور علما و عموم اهالی بروجرد وارد این شهر شدند. شش ماه بعد از ورود ایشان، پدرش از دنیا رفت. چند ماه بعد، (سال 1329) آیت الله آخوند خراسانی هم دار فانی را وداع گفت.

آیت الله بروجردی حدود سی و سه سال در بروجرد اقامت داشتند. و در تمام این مدت به طور مستمر مشغول به تحصیل ، تالیف، تدریس فقه واصول بودند. اكثر آثار مكتوب و ابتكارات علمی ایشان در فقه مانند حاشیه بر عروةالوثقی، اصول، حدیث و رجال، حاصل تلاش این دوره اقامت در بروجرد است.

اعتراض به رژیم پهلوی

در سال 1345 ق. رئیس اداره ثبت احوال بروجرد، شخصی بهایی را به معاونت خود منصوب كرد. همچنین مراسمی با حضور زنان برهنه و وضعیت شرم ­آور، در سطح شهر به راه افتاده بود. این اخبار به گوش آیت الله بروجردی رسید، ایشان به عنوان اعتراض به این اعمال ناروا، بروجرد را به مقصد عتبات عالیات ترک نمودند.

فرماندار بروجرد و دیگر مسئولین شهر، مسئول اداره ثبت احوال و معاونش را برکنار و تنبیه نمودند و حضرت آیت الله بروجردی را به شهر برگرداندند. ولی آیت الله فقید بعد از چند ماه ، بر اثر دلتنگی و اعمال خلاف شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف اشرف ساکن گردید.

شش ماه بعد مردم اصفهان به رهبری آیت الله حاج آقا نور الله اصفهانی و برادرشان حاج آقا جمال الدین، به عنوان اعتراض به اعمال رضاخان به قم مهاجرت می کنند. با هجرت حاج آقا نورالله بسیاری از علمای بلاد نیز هجرت نموده و به آنها می پیوندند.

توجه عمده علما و متحصنین قم به نجف اشرف و پشتیبانی آیات عظام و مراجع عالی قدر عتبات: آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی ، آیت الله میرزا محمد حسین نائینی و آیت الله میرزا علی آقا شیرازی بوده است.

مرحوم آیت الله بروجردی به علت آگاهی و اطلاع کاملی که از اوضاع کشور و وضعیت حوزه های علمی ، خصوصاً قم و مشهد و شرایط خاص مردم داشتند ، طرف مراجعه و مشورت زعمای نجف قرار می گرفت.

علمای نجف با دریافت تلگراف علمای متحصن در قم به حمایت از آنان برخاسته و تصمیم گرفتند اعتراض خود را به گوش رضاخان برسانند، بنابراین آیت الله بروجردی و شیخ احمد شاهرودی را به نمايندگي از طرف خود انتخاب نمودند تا با علمای قم دیدار کنند و به تهران رفته و خواسته های علما و مهاجرین را به گوش مقامات حکومتی برسانند.

بازداشت آیت الله بروجردی

همزمان با اوج گیری اعتراض­های مردم علیه رضاخان و هجرت اعتراض آمیز روحانیان كشور به قم، آیت الله بروجردی به مرز ایران گام نهاد. مزدوران دربار، كه از پیوستن او به مهاجران و رساندن پیام مراجع نجف به معترضان هراس داشتند، در قصر شیرین وی را دستگیر كردند و به پایتخت بردند.

در تهران رضا خان به دیدارش آمد . آیت الله بروجردی رضاخان را به همراهی با روحانیت و عمل به دستورات الهی دعوت می كند و چون میدانست اجازه سفر به قم و بروجرد را به او نمیدهند، فرمود بر آنم به مشهد سفر كنم.

اندكی پس از خروج رضاخان، تیمورتاش پنجاه هزار تومان نزد آن مرجع وارسته آورد. آیت الله العظمی بروجردی از پذیرش هدیه دربار خودداری كرد.

سفر به مشهد مقدس

ایشان پس از این ماجرا مستقیماً از تهران به سوی مشهد مقدس حرکت کردند و مدت هشت ماه در مشهد اقامت داشتند.

ورود ایشان به مشهد مقدس با استقبال بسیار گرم بزرگان حوزه علمیه مشهد و فضلا و مدرسین مواجه شد.

به درخواست علمای بزرگ مشهد از جمله مرحوم آیت الله حاج آقا محمد کفائی ، (معروف به آقازاده) و مرحوم آیت الله آقای حاج آقا حسین طباطبایی قمی، شبها در مسجد گوهرشاد ، اقامه جماعت نمودند . آقایان ائمه جماعات مسجد گوهر شاد و بسیاری از مساجد دیگر، نماز خود را تعطیل و به جماعت ایشان حاضر شدند. از جمله مرحوم آیت ­الله آقازاده با آن وجاهت و شخصیت عظیم علمی و گروهی دیگر، از ملتزمین جماعت ایشان بودند . مرحوم آیت ­الله قمی نیز گه­ گاه در این جماعت شرکت می­کردند .

پس از گذشت مدت حدوداً هشت ماه (به قولی سیزده ماه)، ایشان تصمیم به ترک مشهد و بازگشت به بروجرد می گیرد. در بازگشت از مشهد، در قم توقف نمودند و به گرمی از سوی حوزه قم مورد استقبال قرار می گیرد . مرحوم آیت الله حائری یزدی، مصراً از ایشان تقاضای اقامت در قم و شروع تدریس را می نمایند. مباحثات ایشان، با استقبال فضلای قم مواجه می شود. مرحوم آیت الله حائری نیز، طلاب و فضلا را به شرکت در درس ایشان ترغیب می کنند.

بازگشت به بروجرد

اصرار طبقات مختلف بروجرد و درخواست­های مکرر از معظم له برای بازگشت به بروجرد، باعث شد ایشان تصمیم به بازگشت بگیرند.

در بازگشت به بروجرد ، بیش از سابق مورد استقبال و توجه مردم مسلمان واقع می شوند. کمی بعد از مراجعت از سفر، رساله عملیه ایشان به فارسی چاپ شده و بدین وسیله روز به روز بر تعداد مقلدین و ارادتمندان ایشان افزوده می شود.

دوران مصیبت ­بار

یکی از مشکل ترین ایام اقامت ایشان در بروجرد سال­های 1350 تا 1360 هجری قمری (1310 تا 1320 شمسی ) و دوران فشار و اختناق رضاخان است. این دوران مصادف بود با تلاش حکومت برای برداشتن عمامه، تعطیلی حوزه های علمیه، کشف حجاب و تعطیلی مجالس دینی و مذهبی. به گفته خود مرحوم آیت الله بروجردی ، این دوران یکی از مصیبت بار ترین ایام زندگانی ایشان بوده است .

حفظ شخصیت­ها

مرحوم آیت الله بروجردی با درک شرایط خاص زمان، ابتدا سعی می کرد با نصیحت رؤسای محلی ، امتحان دادن طلاب برای گرفتن جواز عمامه و امثال آن ، از شدت فشارها تا حدی بکاهند، هدف اساسی ایشان در این ایام، حفظ شخصیت های روحانی ، طلاب و مردم متدین بود.

کسالت و بیماری

آیت ­الله العظمی بروجردی در سال 1364 هـ .ق برای معالجه از بروجرد به تهران آمدند و در بیمارستان فیروز آبادی مورد عمل جراحی قرار گرفت . علمای اعلام از قم ، تهران و ... به عیادت ایشان شتا فتند. در این هنگام چند نفر از فقهای سرشناس حوزه علمیه قم خصوصا امام خمینی(ره) فرصت را مغتنم شمرده از آیت ­الله بروجردی جهت اقامت در قم و قبول مرجعیت جهان تشیع و رهبری و مدیریت حوزه علمیه قم دعوت کردند.9 این موضوع با اصرار آقایان و استخاره به قرآن مجید، مورد قبول واقع شد. آیت ­الله بروجردی پس از تشرف به مشهد مقدس ، عصر پنج شنبه 26 صفر 1364 ق . در میان استقبال بی نظیر مراجع ، علما و مردم قم ، وارد این شهر مقدس شد .

تجلیل علمای عالیقدر قم

اغلب فضلا و­مدرسین سرشناس از جمله امام خمینی(ره) و آیت الله سید محمد محقق داماد و حاج آقا مرتضی حائری برای نشان دادن اهمیت دروس ایشان و تشویق فضلا به حضور درآن دروس، همراه با شاگردان خود در مجالس درس ایشان حضور می­یافتند .

آیت ­الله سید صدرالدین صدر (از مراجع تقلید)که در صحن بزرگ حضرت معصومه(علیها السلام) اقامه جماعت می­کرد ، جایگاه نماز خود را به آیت ­الله بروجردی واگذار کرد.

مرحوم آیت ­الله سید محمد حجت (یکی دیگر از مراجع وقت) ، جایگاه تدریس خود را در اختیار ایشان قرار داد .

مرحوم آیت ­الله سید محمد­تقی خوانساری با رغبت و نشاط به عنوان احترام در درس ایشان شرکت می کرد.

آخرین مسافرت

ایشان در این زمان یک بار دیگر ، راهی مشهد مقدس شدند و به تقاضای مردم مشهد ، ماه رمضان آن سال در جوار حرم ملکوتی حضرت امام رضا (ع) ماندند و در شبستان بزرگ مسجد گوهرشاد به جای مرحوم حاج شیخ علی ­اكبر نهاوندی اقامه جماعت فرمودند .

ایشان در این سفر کتابخانه آستانه مقدسه حضرت علی بن موسی رضا (علیه السلام) را فهرست نگاری نموده و به نسخه اصلی خطی کتاب رجال شیخ طوسی دست پیدا کردند و بعد از سه ماه توقف، به قم مراجعت کرد. این آخرین مسافرت ایشان به خارج از قم بود.

حضرت آیت الله میرزا جواد آقا تبریزی


بسيار عابد، زاهد، اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت. جماعت بسيارى از او بهره بردند. او بر تمام موالين و محبين اهل بيت (عليهم السلام) و فضلاء و طلاب حوزه حق دارد زيرا كه در قرن خود در علوم و ولاء اهل بيت(عليهم السلام)تحولى عظيم ايجاد نمود.

هرگاه در پى شناخت ايشان برآييم ايشان را آگاه بر هر فنى خواهيم يافت. جملات مدح و ستايش در معرفى او، ناتوانند. گويا او تنديس علم و دانش و ادب و تجسم فضل و كمال است.

فقيه هوشيار محدث پارسا، ثقه جليل القدر و سرچشمه بزرگوارى ها و فضيلت ها و داراى تأليفات سودمندى است. علماى دين نه تنها از استاد خود درس علم و دانش مى آموزند بلكه مراتب معنوى و كسب كمال را سپرى مى نمايند. مرحوم ميرزا جواد تبريزى(قدس سره) همزمان با طى مدارج علمى و سريع تر از آن مدارج معنوى و كمالات روحى را پيمودند تا آنجا كه مصداق واقعى عالم ربانى گشت. اين ادعا با مرورى بر سجاياى اخلاقى ايشان كاملاً روشن مى شود از جمله خصائص بارز اخلاقى مرحوم ميرزا(قدس سره) مى توان به اين موارد اشاره كرد:

ياد خداوند متعال: مرحوم ميرزا(قدس سره) هيچ گاه از ياد خدا غافل نبود و تمام اعمالش را با قصد قربت انجام مى داد.

زيارت و توسل: مرحوم ميرزا(قدس سره) به زيارت ائمه هدى(عليهم السلام)اهميت فراوانى مى داد و هر جا فرصت مى يافت و يا امكان بر ايشان حاصل مى شد شروع به خواندن دعا و زيارت ائمه(عليهم السلام) مى نمودند.

توجه خاص به توسل به معصومين(عليهم السلام) باعث گرديده بود كه مرحوم ميرزا(قدس سره) به تأليف كتب عقايدى روى آورند و اهميت خاصى در رد شبهات و دفاع از كيان تشيع و مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام)دهند.

زهد و پارسايى: يك ويژگى بسيار مهم در زندگى اين بزرگ مرد زهد و پارسايى و ساده زيستى اوست. مرحوم ميرزا(قدس سره) تمام امكانات را در اختيار داشتند اما با همه اينها، زندگى شخصى مرحوم ميرزا(قدس سره)در نهايت زهد و پارسايى سپرى مى شد.

تواضع: تواضع مرحوم ميرزا(قدس سره) از ديگر خصائص اوست. مرحوم ميرزا(قدس سره) هيچ گاه به مقام اجتماعى و بالا و پائين بودن موقعيت نظر نمى كرد با آن خصائص روحى و كمالات معنوى با علم و دانش گسترده از او شخصيتى ممتاز ساخته بود.

سعه صدر، خوش فهمى، حسن سليقه، داشتن نظم و برنامه تحصيلى، ظرافت طبع، معنويت سخن و پختگى و بى نقص بودن آثار علمى، تخلق به اخلاق الهى و قرب منزلت از خصوصيات اين عالم ربانى است.

تعليم و تعلم از مهم ترين خدمات ايشان به شمار مى آيد. شخصيت بارز علمى ايشان در دقيق بودن در مطالب، و عميق فكر كردن و حسن سلوك با طلاب هر روز گروه بيشترى از افراد علاقمند و با استعداد را به سوى مجلس درس ايشان مى كشاند.

ايشان يكى از اعجوبه هاى روزگار خود بودند كه در زمينه هاى مختلف علمى از جمله: فقه، اصول، كلام، رجال و… كتابهايى ارزشمند نوشته كه به زيور آراسته شده و در حدود ده ها كتاب از آثار خطى از ايشان به جاى مانده است كه حاكى از نبوغ اين فقيه فقيد است.

تأليفات فراوان و گوناگون وى در علوم و فنون مختلف اسلامى، هر كدام گوهرى تابناك و گنجينه اى پايان ناپذير است كه هم اكنون با گذشت ايام روز به روز بر ارزش و اعتبار آن افزوده مى شود و جايگاهى بس رفيع و والا يافته اند و در صدر قفسه كتابخانه ها و در سينه فقها و دانشمندان جاى مى گيرد كه از آن ميان مى توان به موارد ذيل اشاره كرد:

1ـ ارشاد الطالب في شرح المكاسب ـ 7 جلد

2ـ تنقيح مباني العروة (طهارة) ـ 7 جلد

3ـ تنقيح مباني العروة والمناسك (الحج) ـ 3 جلد

4ـ اسس القضاء والشهادات

5ـ اسس الحدود والتعزيرات

6ـ كتاب القصاص

7ـ كتاب الديات

8ـ طبقات الرجال (فعلاً 4 جلد اسانيد كافي چاپ شده است)

9ـ الدروس في علم الاصول (دوره كامل اصول)

10ـ تنقيح مبانى العروة (الصلاة) (در حال چاپ)

11ـ تنقيح مبانى العروة (كتاب الصوم)

12ـ تنقيح مبانى العروة (كتاب الزكاة والخمس)

13ـ صراط النجاة 12 جلد

14ـ كتاب ظلمات فاطمة الزهراء(عليها السلام) (در حال چاپ)

15ـ كتاب امير المؤمنين علي بن ابي طالب: (در حال چاپ)

16ـ فدك

17ـ الشعائر الحسينية

18ـ زيارت عاشوراء فراتر از يك شبهه (در حال چاپ)

19ـ زيارت عاشوراء فوق الشبهات

20ـ نفي السهو عن النبي(صلى الله عليه وآله)

21ـ نصوص الصحيحة على الائمة(عليهم السلام)

22ـ الانوار الهية في مسائل العقائدية

23ـ النكات الرجالية (مخطوط)

24ـ ما استفدت من الروايات في استنباط الاحكام الشرعية (وسائل الشيعة مخطوط)

25ـ النصايح

فوائد ارزشمند نوشته هايشان همچون ابر بهارى تمام سرزمين ها را از قطرات حيات بخش بارانش سيراب مى سازد.

تأليفات او بر پيشانى روزگار همچون مرواريد مى درخشد و كلماتشان در ميان سطرها همچون گوهرهايى گران بها كنار هم چيده مى شود.

تمام كسانى كه يادى از ايشان كرده اند جز ستايش و تعريف هيچ ندارد و بنابر شهادت تمام بزرگان مرحوم ميرزا(قدس سره) در قله هاى رفيع علوم مختلف از جمله فقه، اصول، كلام، رجال و… را درنورديده است.

وفات

مردان الهى با رفتن از دنيا نمى ميرند بلكه تا ابد در ياد و خاطر آيندگان زنده اند و بركات آنان خلاصه در ايام زندگيشان نيست بلكه پس از وفات نيز به واسطه تأليفات و شاگردان و باقيات و صالحاتى كه بر جاى گذارده اند منشأ بسيارى از عنايات الهى بر مردم هستند.

مرحوم ميرزا(قدس سره) هنگام مرگ خدمات فراوانى از خود بر جاى گذاشتند كه به حمد الله پس از ايشان شاگردان و فرزندان ادامه دهندگان اين راه پرفروغ، خدمات ارزشمندى ارائه مى نمايند اما جاى خالى يك عالم فرزانه را هيچ كس و هيچ چيز پر نمى كند.

چراغ عمر مرحوم ميرزا پس از 82 سال نورافشانى در شب 27 شوال سال 1427 هـ. ق در شهر مقدس قم خاموش گشت و جهان از فيض وجود اين عالم گرانمايه محروم شد و در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه كنار قطعه بزرگان و مفاخر مذهب آراميد. راهش پر رهرو و يادش گرامى باد آمين يا رب العالمين.